حل کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- گشودن.<BR>۲- آمیختن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبه جوابرسیدن، پاسخ پیدا کردن، راهحل یافتنگشودنبه صورت محلول درآوردنواژه قبلی: حلواژه بعدی: حلاج