واژه جو

حق نداشتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

به‌دست گرفتن، غصب کردن، دزدیدن، تعدی کردن، پااز گلیم خود فرا نهادن، مورد ظلم قراردادن

معنی حق نداشتن | واژه جو