واژه جو

حصیرباف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حصیرباف . [ ح َ ] (نف مرکب ) آنکه نسج حصیر کند. آنکه بوریا بافد. حصیری . بوریاباف : و گویند که حصیرباف بوده . (تذکره ٔ دولتشاه ص ٣٥).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حصیرباف | واژه جو