واژه جو

حصناباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حصناباد. [ ح ِ ] (اِخ ) نام قریه ای به نهر الملک بغداد. ناصر خلیفه در آن کاخی بساخت . (معجم البلدان ).

معنی حصناباد | واژه جو