حشم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ شَ) [ ع. ] (اِ.) خویشان و بستگان و خدمتگزاران شخص.<br>مترادفها و واژههای مرتبطغنم، چهارپا، دوابموکب،نعمتواژه قبلی: حشلواژه بعدی: حشمت