واژه جو

حسین منقری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسین منقری . [ ح ُ س َ م ِ ق َ ] (اِخ ) ابن احمد. او راست : کتاب الحدیث که عبیس بن هشام متوفی ٢٢٠ هَ .ق . آن را از وی روایت کرده است . (ذریعه ج ٦ ص ٢٢٣).

معنی حسین منقری | واژه جو