واژه جو

حسین غرناطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسین غرناطی . [ ح ُ س َ ن ِ غ ِ ] (اِخ ) ابن عبدالعزیزبن محمد قرشی فهری بلنسی الاصل . متولد در جیان در ٦٠٣ هَ . ق . ١٣٠٧/ م . و متوفی ٦٧٩ هَ . ق . ١٢٨٠/ م . معروف به حسین الناظر. او راست : شرح مستصفی از غزالی دراصول . (معجم المؤلفین از بغیة الوعاة ٢٣٤) (روضات )(طبقات القراء ج ١ ص ٢٤٢) (هدیة العارفین ج ١ ص ٣١٣).

معنی حسین غرناطی | واژه جو