واژه جو

حسین صبحی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسین صبحی . [ ح ُ س َ ن ِ ص ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن بکرمکنی به ابوالحسن صبحی بصری . جامی در نفحات الانس گوید: از بزرگان آغاز قرن چهارم هجری است و برخی او را ابوعبداﷲ حسن نوشته اند و در آنجا در ٣٢٠ هَ . ق . درگذشته است . و صبحی منسوب به صبحه، قلعه یی در دیاربکر است . (از نامه ٔ دانشوران ج ٣ ص ٣٣ از نفحات الانس ).

معنی حسین صبحی | واژه جو