واژه جو

حسین بشنوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسین بشنوی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ] (اِخ )ابن داود کرد. اشعار او را ابن شهرآشوب در «مناقب » آورد، و در معالم العلماء ص ٣٦ و ١٣٧ نیز او را یاد کرده است . او راست : «الرسائل البشنویة» و «الدلائل ». (ذریعه ج ٨ ص ٢٣٦ و ج ١٠ ص ٢٤٤) (تاریخ کرد یاسمی ص ٨٦).

معنی حسین بشنوی | واژه جو