واژه جو

حسین بحرالعلوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسین بحرالعلوم . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ رُل ْ ع ُ ] (اِخ ) ابن محمدرضابن سید مهدی بحرالعلوم بزرگ طباطبائی نجفی . شاعر فقیه .اصولی . منظومه ٔ جد خویش بحرالعلوم را شرح کرد و دیوان شعر دارد و در نجف به سال ١٣٠٦ هَ . ق . درگذشت . (ذریعه ج ٩ ص ٢٤٨) (معجم المؤلفین از اعیان الشیعه ).

معنی حسین بحرالعلوم | واژه جو