واژه جو

حسیح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسیح . [ ح َ ] (اِخ ) رئیس فرقه ٔ مغتسله و شاگرداو شمعون است . (ابن الندیم ). رجوع به مغتسله شود.

معنی حسیح | واژه جو