واژه جو

حسکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسکان . [ ح َ ] (اِخ ) از اولاد گروه نیشابوریان است . (منتهی الارب ). و صاحب تاج العروس گوید: حسکان، کسحبان، فی نسب جماعة نیسابوریین من المحدثین، نقله الحافظ.

معنی حسکان | واژه جو