واژه جو

حسنی

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(حُ نا) [ ع. ] (ص.) مؤنث «احسن». ۱- نیکوتر. ۲- (اِ.) عاقبت نیکو. ۳- کار نیک. ۴- رؤیت خدا. ۵- فیروزی. ۶- شهادت. ؛اسماء ~ نام‌های خدا که شماره آن‌ها ۹۹ است، مانند رحیم، کریم، رازق و غیره.

معنی حسنی | واژه جو