واژه جو

حسن کهنه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن کهنه . [ ح َ س َ ک ُ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد ٢٠هزارگزی شمال خاوری بجنورد سر راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به قوچان . کوهستانی معتدل . سکنه ٔ آن ٧٨٨ تن شیعه ٔ کردزبان . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی حسن کهنه | واژه جو