واژه جو

حسن کلنگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن کلنگی . [ ح َ س َ ک ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، در ١٠هزارگزی جنوب درمیان به ٥ هزارگزی خاور شوسه ٔ عمومی درمیان به سربیشه . کوهستانی، معتدل . سکنه ٔ آن ١١ تن شیعه . زبان، فارسی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی حسن کلنگی | واژه جو