واژه جو

حسن صنهاجی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن صنهاجی . [ ح َ س َ ن ِ ص َ ] (اِخ ) ابن علی بن تمیم بن المعزبن بادیس . از پادشاهان صنهاجی مغرب . در مهدیه در ٥٠٣ هَ . ق . و ١١٠٩ م . متولد شد و در ٥١٥ هَ . ق . پس از پدربه تخت نشست، پس روجار حاکم سیسیل به او تاخت و از مهدیه بیرونش کرد، لیکن موحدان به او کمک کرده و او را به حکومت مهدیه بازگردانیدند، و در ٥٦٣ هَ . ق . و١١٦٨ م . درگذشت . (زرکلی چ ١ ص ٢٣٢ از وفیات الاعیان ).

معنی حسن صنهاجی | واژه جو