واژه جو

حسن صغانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن صغانی . [ ح َ س َ ن ِ ص َ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسن بن علی بن عدوی عمری مکنی به ابوالعباس و ملقب به رضی الدین صغانی هندی ساکن بغداد بود (٥٥٥ - ٦٥٠ هَ . ق .) و در بغداد درگذشت . او راست : «الاحکام » در فقه حنفی و جز آن که در هدیةالعارفین (ج ١ ص ٢٨١) و روضات (ص ٢٢٢) یاد شده است .

معنی حسن صغانی | واژه جو