واژه جو

حسن آباد سرکار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن آباد سرکار. [ ح َ س َ دِ س َ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل در ٦ هزارگزی شمال بنجار و یک هزارگزی مالرو جلال آباد به زابل . جلگه و گرم معتدل است . ٤١٣ تن سکنه ٔ فارسی و بلوچی دارد. آب آن از رودخانه ٔ هیرمندو محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری و کرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).

معنی حسن آباد سرکار | واژه جو