واژه جو

حساسة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حساسة. [ ح ُ س َ ] (ع اِ) ماهی خشک . ج، حُساس و حساسات .

حساسة. [ ح َس ْ سا س َ ] (ع اِ) گلی است که با ببسودن و بپرماسیدن برگهایش فروهشته شود.

معنی حساسة | واژه جو