واژه جو

حساب از خود داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حساب از خود داشتن . [ ح ِ اَ خُد ت َ ] (مص مرکب ) به خود مغرور بودن . (مجموعه مترادفات ص ٢٥٦) : خاکساری پیش مغروران ندارد اعتبار گر حسابی داری از خود در حساب مامباش . سلیم (از آنندراج ) (ارمغان آصفی ).

معنی حساب از خود داشتن | واژه جو