واژه جو

حرکت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(حَ رَ کَ) [ ع. حرکة ]<BR>۱- (مص ل.) تکان خوردن، جنبیدن.<BR>۲- جابه جا کردن، تکان دادن.<BR>۳- جنبش، فعالیت.<BR>۴- رفتار، عمل.<BR>۵- (اِ.) هر یک از سه نشانة نوشتاری واکه‌های کوتاه شامل فتحه، کسره و ضمه.<BR>۶- خروج از حالت موجود به طور تدریج (فلسفه).<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حرکت | واژه جو