واژه جو

حروف حی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حروف حی . [ ح ُ ف ِ ح َی ی ] (اِخ ) در اصطلاح بهائیان، هجده تن از نخستین کسانی که به علیمحمد باب ایمان آورده اند بدین نام خوانده میشوند، و نام ایشان در «کواکب دریه » یاد شده است . رجوع به باب شود.

معنی حروف حی | واژه جو