واژه جو

حروس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حروس . [ ح َ ] (اِخ )نام موضعی در شعر عبیدبن الأبرص . (معجم البلدان ).

حروس . [ ح ُ ] (اِخ ) نام عده ای از آبها در نجد.

معنی حروس | واژه جو