واژه جو

حرف بدل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرف بدل . [ ح َ ف ِ ب َ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: کافی است اعجمی که در وصل بدل همزه ٔ ملینه در لفظ آرند چنانکه بندگک و بندگی و بندگان و دایگک و دایگی و دایگان . (المعجم فی معاییراشعارالعجم ص ١٧٢). و رجوع به حروف بدل و «گ » شود.

معنی حرف بدل | واژه جو