حرشف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ شَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- فلس ماهی.<BR>۲- ملخ که هنوز بال در نیاورده باشد.<br>واژه قبلی: حرسواژه بعدی: حرص