حرز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حِ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- جای استوار.<BR>۲- پناهگاه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبازوبند، تعویذ، چشمزخمپناهگاه، مامنبهره، نصیبواژه قبلی: حرربواژه بعدی: حرس