واژه جو

حردی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حردی . [ ح ُ دی ی ] (ع اِ) توی پیشین سقف که از نی بود. (مهذب الاسماء). هر دو نی یا دسته ٔ نی که بر آن گیاه بردی پیچیده بر دیوار نی پهنا نهند و نیز بندهای نی که بر تیرهای سقف اندازند. دسته ٔ نی . (مهذب الاسماء). حُردیة. ج، حَرادی ّ. (مهذب الاسماء).

معنی حردی | واژه جو