واژه جو

حردانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حردانی . [ ح َ ] (اِخ ) عبدالسلام بن عبدالرحمان حردانی، مکنی به ابوالقاسم . از پدرش و از شعیب روایت دارد. به سال ٢٩٠ هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).

معنی حردانی | واژه جو