حرج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ رَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- تنگی، فشار.<BR>۲- جای تنگ.<BR>۳- گناه، بزه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبزه، تقصیر، جرم، گناهتنگی، ضیق، فشار، مضیقهاعتراض، باکواژه قبلی: حرثواژه بعدی: حرجول