واژه جو

حرام‌زاده

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

حرامزاده، خشوک، خطایی‌بچه، خطازاده، روسپی‌زاده، زنازاده، سند، سندره، غیرزاده، ناپاک‌زاده، نامشروع، ولدالزنا (متضاد: حلال‌زاده) تودار، حقه‌باز، حیله‌گر، زیرک، محیل (متضاد: صاف و صادق)

معنی حرام‌زاده | واژه جو