واژه جو

حراسه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حراسه . [ ] (اِخ ) مدفن ابوحنیفه نعمان بن ثابت، چنانکه مستوفی در تاریخ گزیده ص ٧٥٦ آورده است . رجوع به ابوحنیفه نعمان شود.

معنی حراسه | واژه جو