واژه جو

حراج کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حراج کردن . [ ح َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عرضه کردن رخت و کالا و متاع تا هر کس گران ترخرد بدو فروشند. (ناظم الأطباء). بمزایده گذاردن .

معنی حراج کردن | واژه جو