حذف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حذف کردن . [ ح َک َ دَ ] (مص مرکب ) افکندن . انداختن . اسقاط. بینداختن . بیفکندن . ساقط کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
خط زدن، پاک کردن، از قلم انداختن، قلم گرفتن کنارگذاشتن، کنار زدن ساقط کردن، انداختن
واژگان فارسی سره واژهدان
نیست کردن، نابود کردن، ستردن، زدودن، زدایش، راندن، پاک کردن، از میان بردن، استردن