واژه جو

حجرالماس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجرالماس . [ ح َ ج َ رُل ْ ] (ع اِ مرکب ) در نخبة الدهر (ص ٧٤) آمده است : حجرالماس مغناطیس الذهب فانه اذا قرب منه التصق به وامسکه .

معنی حجرالماس | واژه جو