واژه جو

حجرالحمار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجرالحمار. [ ح َ ج َ رُل ْ ح ِ ] (ع اِ مرکب ) مهره ٔ خر. سپید و بزرگ و درشت میباشد و در پس گردن بعض خران یافت شود. دفع زهرها کند. (نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی ).

معنی حجرالحمار | واژه جو