واژه جو

حجر قمر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجر قمر. [ ح َ ج َ رِ ق َ م َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجرقمری . ملحی که مشتق از اسید سلنیو است . رجوع به دزی ج ٢ ص ٢٥٢ شود.

معنی حجر قمر | واژه جو