واژه جو

حجر فطور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجر فطور. [ ح َ ج َ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی است بکف دریامانند، بر سر آب افتد، در کاغذ نوشته نهند کتابت ازو ببرد، و نقره را بخود درکشد همچنانکه مقناطیس آهن را. (نزهة القلوب ).

معنی حجر فطور | واژه جو