واژه جو

حجر عراقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجر عراقی . [ ح َ ج َ رِ ع ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به حجرالمحک شود. این سنگ در نهرفاسیوس یافت شود برنگ اسمری سیر، بطعم زعفران، مصمت و ثقیل است . درد کلیه را نافع باشد و قی بازدارد.

معنی حجر عراقی | واژه جو