واژه جو

حجر صنوبر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجر صنوبر. [ ح َ ج َ رِ ص َ ن َ / نُو ب َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب گوید: آنرا با زعفران خلط کرده بر یرقان مالند زائل شود.

معنی حجر صنوبر | واژه جو