واژه جو

حج خریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حج خریدن . [ ح َ خ َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از ثواب حج بدست آوردن . ◄ کسی را در برابر مزدی برای انجام اعمال حج اجیر کردن . رجوع به حجه فروشی شود : حج خریدن در دیار عشق بازان رسم نیست هرکه مُرد اینجا برای او شهادت میخرند. صائب (از آنندراج ).

معنی حج خریدن | واژه جو