واژه جو

حثو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حثو. [ ح َث ْوْ ] (ع مص ) خاک پاشیدن بر. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). و در حدیث آمده است : «احثوا علی وجوه المداحین التراب ». ◄ ریخته و پاشیده شدن خاک . حثی . تحثاء. ◄ عطای اندک دادن . اندک چیزی دادن . اندک دادن عطا.(از منتهی الارب ). و رجوع به ذیل دزی ج ١ ص ٢٤٨ شود.

معنی حثو | واژه جو