واژه جو

حثفل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حثفل . [ ح ُ ف ُ ] (ع اِ) لغتی است در حُطفل در تمام معانی آن . ◄ لغتی است در حتفل بفوقانی . بقیه ٔ شوربا یا اشکنه ٔ باقی زیر شوربا. ◄ دردی روغن . خره . ◄ مال بلایه . ◄ چرک زهدان . ◄ مردم فرومایه . ◄ ریزه های گوشت در بن دیگ . (منتهی الارب ). ◄ بترین طعام (؟). (در سه نسخه ٔ خطی مهذب الاسماء).

معنی حثفل | واژه جو