واژه جو

حثحاث

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حثحاث . [ ح َ ] (ع ص ) تند. سریع. شتاب . ◄ قرب حثحاث ؛ ای سریع لیس فیه فتور. (منتهی الارب ).

حثحاث . [ ] (اِخ ) صاحب دیوان خراج و جند، هشام بن عبدالملک بود پس از عزل اسامةبن یزید. رجوع به عقد الفرید ج ٥ ص ٢٠٩ شود.

معنی حثحاث | واژه جو