حثاله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حثاله . [ ح ُ ل َ ] (ع اِ) سبوس . حسالة . ◄ دانه ٔ تلخ و جز آن که با گندم آمیزد. دنقه . ◄ پوست جو و برنج و خرمای کوفته و مانند آن . ◄ کنجاره و هر چیز بی خیر و بلایه از هر چیزی . ردی از هر چیز. ◄ اراذل و اشرار از مردم و منه الحدیث : قال لعبداﷲبن عمر: کیف انت اذا بقیت فی حثالةمن الناس . (منتهی الارب ). ◄ خرده ٔ کاه .