حت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حت . [ ح َت ت ] (ع مص ) ربودن چیزی را. ◄ دور کردن چیزی را. ◄ زدن چنانکه با تازیانه . (منتهی الارب ). ◄ صد تازیانه زدن کسی را. (آنندراج ). ◄ تراشیدن چیزی خشک بر جامه . حک . تراشیدن منی خشک از جامه و برگ از درخت . ◄ پوست باز کردن . (منتهی الارب ).پوست کندن . ◄ گردو شکستن . بادام شکستن . (دزی ج ١ ص ٢٤٦). ◄ بشتافتن . (منتهی الارب ).شتافتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ ریختن برگ از درخت . (آنندراج ). انحتات . تحتت الورق . (منتهی الارب ). ◄ شتابانیدن . (آنندراج ). تحتیت .
حت . [ ح َت ت ] (ع ص، اِ) نیک رو از اسب و شتر. (منتهی الارب ). اسب سبک رو. (مهذب الاسماء). اسب تیزرفتار. (آنندراج ). ◄ شترمرغ شتابنده . (منتهی الارب ). شترمرغ تیزدو. (آنندراج ). ◄ نجیب آزاد. (منتهی الارب ). مرد نیک و آزاده . (آنندراج ). ◄ ملخ مرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج، احتات . ◄ خرمای غیر چسپان . و خرما که بر شاخ چسبیده باشد. ◄ چیز: ما فی یدی حت ؛ ای شیی ُٔ. (منتهی الارب ).
حت . [ ح ُت ت ] (ع اِ) پِست ِ ترکرده و درهم زده . (منتهی الارب ).