حبینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبینی . [ ح ُب ْ بی نی ] (اِخ ) ابومنصور عبداﷲبن الحسن بن ابی الحسن الحبینی المروزی . از ابواحمدعبدالرحمان احمدبن محمدبن اسحاق الشیرنخشیری [ البشر نخشری ]. ( سمعانی ). و جز وی روایت دارد. و ابوالقاسم هبةاﷲبن عبدالوارث شیرازی [ السواری ]. (سمعانی ). حافظ از وی روایت کند. (معجم البلدان ) (سمعانی ).
حبینی . [ ح ُب ْ بی نی ] (ص نسبی ) منسوب به سکه ٔ حبین . رجوع به حبین شود.