حبیبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبیبی . [ ح َ ] (اِخ ) نام یکی دیگر از شاعران عثمانی و ازمردم آیدین است . و وی خطیب قصبه ٔ بارده بود. و اختلالی در عقل وی راه یافت و از آن پس ترک خطابه گفت و باقی عمر را به ولگردی گذرانید. (قاموس اعلام ترکی ).
حبیبی . [ ح َ ] (اِخ ) هبةاﷲبن محمدبن الحسن بن احمدبن طلحة. مکنی به ابوالقاسم . ابن ابی غالب حبیبی، وی از خاندان محدثین بود. از پدر خویش و از ابوعبداﷲ حسین بن احمدبن طلحةالبغال و از ابوالحسن علی بن محمد العلاف المقری روایت شنیده است . ابوسعد در معجم خویش او را یاد کرده است . (معجم البلدان در کلمه ٔ حبیب ).
حبیبی . [ ح ُ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به حُبیب، بطنی از بنی عامربن لوئی است . (سمعانی ).