حبیبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبیبة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت عبداﷲبن حجیر اسدی . مادرش ام حبیبه زوجه ٔ پیغمبر و دختر ابوسفیان بود. رجوع به حبیبه دخت عبیداﷲبن جحش شود.
حبیبة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت عبدالعزالعوراء. یکی از شاعرات عرب که زمان اسلام را نیز درک کرده است و در حماسه، بعض اشعار او آمده است . رجوع به اعلام النساء ج ١ ص ٢٠٣ و قاموس الاعلام ترکی شود.
حبیبة. [ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت عبیداﷲبن جحش بن ریاب . صحابیه است . مادرش ام حبیبة رملة دخت ابی سفیان زوجه ٔ پیغمبر بود. وی با پدرش به سرزمین حبشه هجرت کرده به دین نصاری درآمدند و به همان دین از دنیا رخت بربست . حبیبة بامادرش به نزد پیغمبر به مدینه آمدند. (الاستیعاب ). ونیز همو در ذیل عنوان حبیبة دخت ابی سفیان گوید: در یکی از روایتهای زهری چهار زن هستند که همگی پیغمبر را دیدند. دو تن ایشان از زنان اویند: ام حبیبه، و زینب دخت جحش، و دو تن ربیبه ٔ پیغمبر بودند: زینب دخت ام سلمه، و حبیبه دخت ام حبیبه دخت ابی سفیان، و سپس داستان هجرت عبیداﷲبن جحش را به حبشه نقل کرده و ابن حجر در ص ٥٠ ج ٨ الاصابه نام پدر او را به جای عبیداﷲبن جحش، عبداﷲبن حجیر آورده است . رجوع به الاستیعاب ج ٢ ص ٧١٦ و الاصابه ج ٨ ص ٤٨ و ٥٠ و قاموس الاعلام ترکی شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه