حبیب ا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبیب ا. [ ح َ بُل ْ لاه ] (اِخ ) (مولا...) مُعَرَف شاعری معاصر هاتفی و خوندمیر. وی تاریخ مرگ هاتفی را در ٩٢٧ هَ . ق . چنین سروده است : تاریخ فوت او طلبیدم ز عقل گفت از «شاعرشهان » و «شه شاعران » طلب . رجوع به رجال حبیب السیر ص ٢٠٨ و حبیب السیر جزء ٣ از ج ٣ چ ١ تهران ص ٢٤٦ شود. و محشی رجال حبیب السیر به جای معرف گوید که در نسخه ٔ خطی «معروف » آمده است .
حبیب ا. [ ح َ بُل ْ لاه ] (مولانا...) واعظ. یکی از معاریف خطبا و واعظ مسجد جامع هرات، از علمای شیعه که پس از ورود محمد تیمورسلطان به هرات به سال ٩١٩ هَ . ق . بعض غوغا از اهل سنت وی را به زخم کارد بکشتند. (جزو ٤ از ج ٣ حبیب السیر چ ١ تهران ص ٣٦٣).
حبیب ا. [ ح َ بُل ْ لاه ] (ع اِ مرکب ) دوست خدا. ◄ (اِخ ) یکی از القاب رسول اکرم صلوات اﷲ علیه است . رجوع به حبیب شود.