حبوتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبوتن . [ ح َ ب َ ت َ / ح ِ ب َ ت َ ] (اِخ ) ابن قطاع گوید: وادیی است در یمامة. از قول عربی آورده اند : سقی رملة بالقاع بین حبوتن من الغیث مرزام العشی صدوق سقاها فرواها و اقصر حولها مذانب سمی حولها و حدیق من الاثل اما ظلها فهو بارد اثیث و اما نبتها فانیق . (معجم البلدان ). حبونن نیز استعمال شده است . رجوع به حبونن شود.